۱۰ آبان، ۱۳۸۷

I'm glad you are a monkey woman too

Monkey Man - Goodfellas
Rolling Stones



I'm a flea-bit peanut monkey
All my friends are junkies
That's not really true
I'm a cold Italian pizza
I could use a lemon squeezer
How'd you do?
I've been bit and
I've been tossed around by every she-rat in this town
Have you, babe?
Well, I'm just a monkey man
I'm glad you are a monkey woman too
I was bitten by a boar
I was gouged and I was gored
But I pulled on through
Yes I'm a sack of broken eggs
I always have an unmade bed
Don't you?
Well, I hope we're not too messianic
Or a trifle too satanic
We love to play the blues
Well I am just a monkey man
I'm glad you are a monkey, monkey woman too
Babe

۰۲ آبان، ۱۳۸۷

Great Expectations


اين روزا هيچی بيشتر ازين منو خوشحال نمی کنه که وقتی صفحه جک نيکلسون رو تو Imdb باز می کنم بالای فيلم Bucket List اسم يه فيلم ديگرو بياره جلوش هم بنويسه (Filming).
مثکه تنها کاری که ميشه کرد اينه که دوباره فيلم Something`s Gotta Give ببينم،
تو اين فيلم که جک نيکلسون نقش رييس يه شرکت هيپ هاپ ريکوردر رو بازی ميکنه تيتراژ با يه آهنگ رپ از Crazy Town به اسم Butterfly شروع ميشه :

Come my lady
Come come my lady
you're my butterfly
Sugar,baby
...

و فيلم با ترانه کلاسيک La Vie En Rose با صدای جک نيکلسون تموم ميشه که ظاهرا در اصل اين ترانه رو لويیس آرمسترانگ خونده.
يه انتخاب عالی برای اول وآخر فيلم برای نشون دادن اوج تحول شخصيت اصلی داستان.

La Vie En Rose
Something`s Gotta Give
Jack Nicholson


Hold me close and hold me fast
This magic spell you cast
this is la vie en rose
When you kiss me, heaven sighs
And though I close my eyes
I see la vie en rose
When you press me to your heart
I'm in a world apart
A world where roses bloom.
And when you speak,
angels fly from above
Everyday words seem to turn
into love songs
Give your heart and soul to me
And life will always be
La vie en rose
...

۰۱ آبان، ۱۳۸۷

On The Road Again


بعد يه هفته جاده پيمائی دوباره برگشتم.
از تهران به نطنز، دوباره تهران، بعدشم زنجان.
نطنز شهر امامزاده هاست، نوک هيچ کوه و تپه ای بدون مقبره امامزاده ديده نمی شود، روستايي در آن حوالی هست که می گويند دست راست مردمانش کوتاهست، و اين بدان سبب است که سالها پيش پس از فرار چندين امامزاده ازآن ولايت از ترس حکومت بهنگام درخواست نظاميان از مردم جهت مشخص کردن مسير فرار، آنان با دست راست خود مسير را نشان می دهند، زين پس است که دست راستشان کوتاه می شود.
و زنجان که سرمای عجيبش حس حرکت می دهد و مردمانی يکرنگ و باصفا که هر از گاهی فراموش می کنند که من يک کلمه هم ترکی نمی فهمم.
وتمام طول مسير اصول دمکراسی بر مرکب ما حکمفرما بود. يک ساعت ريموت کنترل پخش دست آقای همسفر يک ساعت بعدی دست آقای راننده. اينجوری بود که گوش بينوای خود را درگير زنجيره ای از آهنگهای حميرا، مهستی، هايده، ابی،سانتانا، لورا برانيگان، جانی کش کرديم. وهمه اينها به لطف کول ديسک عزيز وضبط پايونير حاصل شد.

۱۴ مهر، ۱۳۸۷

Cyrus the Great

شهريور 87.
پاسارگاد حوالی 100 کيلومتری شيراز.
مقبره کوروش (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد) در حال مرمت.
چند شاخه گل بر مدخل آرامگاه.





۱۲ مهر، ۱۳۸۷

Society, you're a crazy breed

"Society"
Eddie Vedder
Into the Wild
دوروز اول هفته ات صرف ديدن 2 وکيل ، تنظيم شکايتنامه ، رفتن به 3 شعبه دادسرا و 2 کلانتری شده، وپنجشنبه که مياد ساندترک "Society" ازفيلم "Into the Wild" دستت می رسه اونوقت چطور مي شه انتظار داشت کنترل خودتو حفظ کنی؟
دانلود اين ترانه رو پيشنهاد می کنم بتمام کسائی که اين روزها احساس می کنن تعداد کسائی که می شه باهاشون ارتباط برقرار کرد روزبروز داره کمتر ميشه وکسائی که هيچ وجه شباهت و سنخيتی باهاشون حس نمی کنی داره روز بروز بيشتر ميشه.
نميدونم وقتی شان پن شخصيت سوپر ترمپش رو وادار می کرده اين جمله
"Happiness only real when shared" رو بنويسه اعتقادی بهش داشته يا نه ؟
آخه چطور ميشه اون احساس رضايت در لحظه به پايان رسوندن يه کار بزرگی که فقط خودت ارزششو می تونی درک کنی و فقط تويي که ميدونی چقدر براش زحمت کشيدی و هزينه کردی رو با بقيه تقسيمش کنی؟
همين روزاس که با کوله باری از آهنگ بلوزوکانتری بزنم به جاده.

Society

Oh it's a mystery to me.
We have a greed, with which we have agreed...
and you think you have to want more than you need...
until you have it all, you won't be free.
Society, you're a crazy breed.
I hope you're not lonely, without me.
When you want more than you have, you think you need...
and when you think more then you want, your thoughts begin to bleed.
I think I need to find a bigger place...
cause when you have more than you think, you need more space.
Society, you're a crazy breed.
I hope you're not lonely, without me.
Society, crazy indeed...
I hope you're not lonely, without me.
There's those thinking more or less, less is more,
but if less is more, how you keeping score?
It means for every point you make, your level drops.
Kinda like you're starting from the top...
and you can't do that.
Society, you're a crazy breed.
I hope you're not lonely, without me.
Society, crazy indeed...
I hope you're not lonely, without me
Society, have mercy on me.
I hope you're not angry, if I disagree.
Society, crazy indeed.
I hope you're not lonely...
without me.

۰۱ مهر، ۱۳۸۷

An Englishman Named Jeremy Brett

مثکه کم کم منم بايد يه چيزی راجع به کافه پيانو بنويسم.
3 ماه پيش بود که خوندمش و برام عجيبه که هر دفعه می رم نشر چشمه تو ليست 10 کتاب پرفروش هفته می بينمش .
ولی اول يه نکته ای رو بايد بگم : من می ميرم واسه آقايي که لندن،خيابون بيکر، شماره 221 زندگی می کنه .
اين علاقه بر می گرده به ايام قديم که پنجشنبه ها ساعت 8 شبکه 3 سريال شرلوک هلمز رو بادوبله بهرام زند پخش می کرد و بعد يه مدت بازگشت شرلوک هلمز با صدای جلال مقامی .
اما انصافا صدای زند همخونی بيشتری داشت تا صدای ملايم مقامی.
خوب بخش زيادی ازين علاقه بر میگشت به بازی محشر "جرمی برت" ،ويولن تيتراژاول و نعلين ايرانيش که توتون پيپشو اون تو می چپوند.


بر گرديم به کافه پيانو، گمونم تو فصلهای آخری کتاب بود که ديدم همين جور لابلای ارجاعات سينمايي به اين واون، بجای جرمی برت عبارت "جرمی بنت" اومده ، برای منی که 6 تا دی وی دی بازگشت شرلوک هلمز،ترجمه مژده دقيقی و کريم امامی از کتابهاشو دارم اين اشتباه بزرگی بود !
کتابی که دست من بود چاپ سوم بود ، بعدن که آخرين چاپشو تو يه کتاب فروشی با تکرار همون اشتباه ديدم تو سايت آقای جعفری (باسم گفتم گفت که منو ياد ستون کيهان ميندازه که با خوندنش کهير می زنم) يه کامنت گذاشتمو قضيه رو گفتم.
چند وقت بعد دوباره گذرم اونجا افتاد ودنبال کامنتم گشتم ديدم اصن کامنتو تو سايتش نذاشته،
همه اينا روگفتم که بگم ديروز که مصاحبه راديوزمانه با ايشون رو ديدم وقتی اون بحثای روشنفکری پيش اومد از ته دل خنديدم .

پ.ن:در ضمن جناب برت فيلم My Fair Lady رو با آدری هپبرن دارن که ارادت ما را به ايشان چندين برابر می کند.
اگرم ساندترک تيتراژ اين سريال روخواستين کافيه ميل بزنين.

۱۵ شهریور، ۱۳۸۷

The Soundtracks3


عمليات دستبرد با موفقيت انجام شده ،همه سهمشونو گرفتن بغير از موری ،و جيمی(دنيرو) بهيچ وجه حاضر نيست سهم موری رو بده،
موری چپ وراست مياد سراغ جيمی و پولشو می خواد، جيمی در حالی که سيگار می کشه داره موری رو نگاه می کنه وکيه که نتونه فکرشو بخونه ، جيمی کانوی آدمی نيست که بشه باهاش ازين شوخيا کرد.
همينطور که دوربين روی چهره دنيرو زوم می کنه آوای گيتارالکتريک اريک کلاپتون بگوش می رسه که ترانه ای درباره قتل، جنايت ،خشونت يا خيانت نيست بلکه درباره عشقه .
درينجا عاشق از نزديک شدن زمان وصال خود می گه واينکه چقدر انتظار اين لحظه رو می کشيده و اين دقيقا همون احساسيه که جيمی نسبت به موری داره ودر سکانسهای بعدی سرانجام وحشتناکش رو می بينيم.
برای دانلود ساندترک زيبای فيلم GoodFellas بنام Sunshine of Your Love اينجا رو کليک کنيد.
همچنين ببينيد و بشنويد بقيه ساندترکهای انتخابی اين فيلم رو در راديو زمانه ( آقای جاهد).

Sunshine of Your Love
By: Cream


۰۴ شهریور، ۱۳۸۷

The Soundtracks2


All About My Mother ساخته پدروآلمودوار روديشب ديدم ،يه ساندترک به اسم "تايبون" داره که کار خواننده سنگاليه به اسم "اسماعيل لو". آهنگ دلنشينیه همراه با سازدهنی وگيتار با صدای گرم اسماعيل لو.
برای دانلود می تونيد اينجا رو کليک کنيد.
ليريکش رو که پيدا کردم چيزی ازش نفهميدم ،ظاهرا به زبون سنگاليه که بهش
Wolof می گن:


Ismaël Lô
Tajabone

Ta, Tayebón deñeo e tayebón
ta, Tayebón deñeo e tayebón
Abdu u yambal ñare malaicalá

jawe e ticon daru seseron
momun munidá degan yulingán
momun munidá dengan wongán

jawe e ticon daru siseron
momun munidá degan yuligán
momun munidá degan wongán

Tayebon deñeo e tayebon
Tayebon deñeo e tayebon

Wulei, wulei, wulei, wulei...abdu yambbarr
(wulei) ñari malaicala
(wulei)chicoley yogué
(wulei)danu siserron (wule)munilá
(wule)degan yuligán (wule)munilá
(wule)degan wongán (wule) ahhh...


خوب من در به در دنبال ترجمش گشتم ، تنها چيزی که پيدا کردم اين لينک بود که يه اسپانيائی خواسته بوده اگه کسی می تونه ترجمشو براش بفرسته ، چيزی که جالبه اينه که يه سنگاليه که خونش نزديک خونه اسماعيل لوه وچندبارهم ديدتش ترجمش کرده ،جالبتر اينه که ميگه "تايبون" يه جور جشن اسلاميه شبيه روز شکرگزاری ،بچه ها تو اون روز با رقص و آوازخونه به خونه می رنو گندم ،برنج ، پول يا بيسکويت می گيرن.
بعدشم گفته ما اين ترانه رو می خونيم چون دراسلام به ما دستور داده شده در ماه رمضان 5 بار درروزنماز بخونيم وروزه بگيريم ووقتی ازين دنيا رفتيم فرشته ها ازما اين سووالا(که تو ترانه اومده) رو می پرسن.

"tajabone we're going to tajabone
abdou jabar he's an angel coming from the skies to your soul

he's going to ask you did you pray
he's going to ask you did you fast
he is coming to your soul
he's going to ask you did you pray did you fast"


اگه دقت کنين می بينين درخط سوم اصل شعر کلمه
malaicalá (ملائکه) اومده که در ترجمه هم انجل معادلسازی شده که نشون می ده به احتمال زياد ترجمه درستيه .
حالا فکر می کنين آلمودوار کجای فيلم ازين آهنگ استفاده کرده ؟
اونجائی که مانوئلا تو حومه شهر جائی که فاحشه ها کار می کنن ،داره دنبال شوهر سابقش می گرده.
ولی واقعا روتصوير می شينه وقشنگه ،
اگه ازمن بپرسن بين ميم مث مادرو اين فيلم کدومو انتخاب می کنی ، ميگم اين فيلم ، وبايد بگم ارزش چند بار ديدنو داره.
آخرای فيلم جمله هائی داره که حق مطلبو گفته :
There are people who think that children are made in a day.
But it takes a long time, a very long time.
That's why it's so awful to see your child's blood on the ground.
A stream that flows for a minute yet costs us years.

Dedicated to my mother

Angie, they can't say we never tried

نوروز 80 رو يادت هست ،ترم 2 بودم و از شش ماه قبلش فهميده بودم برای درس خوندن تو اون شهرستان غمزده که انگار زمان توش يخ زده بود ،بايد پول دربيارم واسه همين به هر کاری راضی بودم ، پولش برام مهم بود ،و آخرشم رفتم سريه کار، اونم چه کاری شش ماه فقط مدارک فنی می خوندم با اون سطح زبان واطلاعات ديپلمم و بايد درين روزهای اول سال يک پروژه 3 ماه تاخير خوردرو تمومش می کرديم ،کارفرما مون از مشهد اومده بود تهران وهر روزميومد کارگاه ، چه اوضاعی بود ، همه جور مشکلی داشتيم و اصلن اميدی به تموم کردنش نداشتم ، همينجور صبا پا می شدم يه ساعت توجاده بودم تا می رسيدم کارگاه کوفتی، و شبا هم ساعت نه خسته خونه بودم .
يادم مياد يه دفه تو همون جاده پشت می نی بوس خوندم :
No Pain, No Gain که خيلی خوشم اومد ،آره روزا همينجور ميگذشتو کم کم داشتم قانع می شدم ازپسش بر نميام ،ديگه يه روز ديدم بايد تکليفو روشن کنم همه زورمو ميزنم اگه شد شد نشدم بدرک . شب موندم تو کارگاه وسط اون بيابون توجاده رودهن ، شامو سريع زدمو پی سی رو روشن کردم نميدونم چی شد آهنگ
Falling in to you سلن ديون و گذاشتمو ريپيتشم فعال کردم ،رفتم سراغ کار، سر يه ساعت يه مشکلو حل کردم يادمه انقد خوشحال بودم که نصف شبی زنگ زدم خبرشو به مديرعاملمون دادم ! چه آدم نازنينی بود همينجور بهم دلگرمی ميداد واسه ادامه دادن ،خوب منم تا صب بيدار موندمو بعدش يه چند ساعتی خوابيدم و دوباره بيدار شدم و ادامه دادم شب بعدشم بيدار بودم با همون آهنگ .
باور کردنی نبود دوروز بعدش انقد کار جلو رفته بود که کارفرمامون جرثقيل آورد و دستگاه وبرد ،چه لذتی داشت وقتی نتيجه اولين کارمو ميديدم ،
ای خدا توچقد نازنينی ،هنوز که ياداون موقع ميوفتم اشک تو چشام جمع ميشه ،اون کار زندگی منو برگردوند فقطم لطف تو بوده .
بعد اون قضيه پروژه بود که می گرفتيم وکارها همينجور ادامه داشت ،
بعدشم ديماه سال 81 ، من که ازدانشگاه چند ترم مرخصی گرفته بودم اون ترم يه هفته قبل از امتحان آخرترم رياضی 2 توفيروزکوه درسرمائی که شبها به -40 می رسيد مشغول کار بودم ،کارخونه کارفرمامون بيرون شهر بودو کارخونه خوابگاهم داشت ،قرارمون اينجوری بود که چون اين کارم تاخير خورده بود صبا بچه های برق ومکانيک کار کنن و چون وقتی اونا کار می کردن دستگاهو نميشد روشن کرد کارمن شبا شروع می شد، اونا می رفتن خوابگاهو من می موندم و يه سوله بزرگ ويه بخاری برقی که از 3 تا شعلش فقط يکيش کار می کرد.
ايندفه نميدونم چرا ولی اون ترانه ابی که با "امروز که محتاج توام جای تو خاليست" شروع می شه روگذاشتمو ريپيتشم فعال.
سرد بود ،سرمائی که تک تک سلولهات حسش می کردن. يادمه انقد لباس می پوشيدم که شونه هام درد می گرفت ،وقتی دست راستمو ازرو موس بر می داشتم سريع می بردم طرف بخاری روزمين نزديک پاهام تا دستام منقبض نشه ، ازونطرف همينجور وين آمپ ری پلی ميکردوهروقت ترانه به "آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است حيثيت اين باغ منم خاروخسی نيست" می رسيد بدجور شارژ می شدم .
حالا ديگه چندساله ازون پروژه های تاخيرخورده وازون شبها خبری نيست ولی يه فولدر با 30 ،40 تا فايل دارم که گاهی وقتا که دوباره اونا رو گوش می دمو احساس می کنم تموم اون حس نااميدی اوليه، تنهائی ،شرايط سخت ،جون کندن و جواب گرفتن وگاهی هم جواب نگرفتن تو بک گراند اين آهنگا ذخيره شده، بعدم تو دلم ميگم هی رفيق يادته چه شبائی رو که با هم صب نکرديم ...
يه مدتيه فکر می کنم اين موسيقی اگه نبود واقعا يه پای زندگی می لنگيد ، بنظرم يکی ازبهترين چيزائیه که دوتادوست ميتونن بهم هديه بدن، وگاهی که خيلی احساساتی میشم بنظرم مياد اگه يه دليل برای وجود خدا باشه اونم همينه .
اين "انجی" ازرولينگ استونز هم جزء همون مجموعس ،
ترکيب دوست داشتنی گيتارو پيانو ،
جزء اونايی که ميتونم بگم باهاش زندگی کردم.

Angie
By :THE ROLLING STONES

Oh, Angie, Oh, Angie, when will those dark clouds disappear
Angie, Angie, where will it lead us from here
With no loving in our souls and no money in our coats
You can't say we're satisfied
But Angie, Angie, you can't say we never tried

Angie, you're beautiful, but ain't it time we said goodbye
Angie, I still love you, remember all those nights we cried
All the dreams we held so close seemed to all go up in smoke
Let me whisper in your ear
Angie, Angie, where will it lead us from here
Oh, Angie, don't you weep, all your kisses still taste sweet
I hate that sadness in your eyes
But Angie, Angie, ain't it time we said goodbye

With no loving in our souls and no money in our coats
You can't say we're satisfied
But angie, I still love you baby, everywhere I look I see your eyes
There ain't a woman that comes close to you, come on baby, dry your eyes

But Angie, Angie ain't it good to be alive
Angie, Angie, they can't say we never tried


۳۱ مرداد، ۱۳۸۷

جهنم يعنی از سر استيصال به رختخواب پناه ببری ،
ودوباره با همان حس خود را ازآن جدا کنی .